هنرمندان

مشاهیر و هنرمندان
یاقوت مستعصمی

جمال الدین ابوالدر یاقوت مستعصمی بغدادی، ملقب به قبلةالکتاب، خطاط شهیر قرن هفتم هجری قمری (درگذشته به سال ۶۹۸ هجری قمری) به سبب خط بدیع خود مخصوصاً به جهت نسخه‌های قرآنی که نوشته شهرت یافته‌است. یکی از نسخه‌هایی که در کتابخانه مصر نگهداری می‌شودنشان می دهد که در سال ۶۹۰ هجری قمری از نوشتن آن فراغت یافته‌است.
او اهل حبش بود و در خط ابن بواب تحقیق و تتبع کرد. در روش خوشنویسی تغییراتی داد و خط را به دور رسانید. وی در روش تراشیدن قلم و قط زدن استادان پیشین تجدیدنظر کرد
او مردی ادیب، فاضل و شاعر بوده‌است. و چون در دربار المستعصم بالله آخرین خلیفه عباسی بود، به همین دلیل خود را مستعصمی می‌نامید و بهمین نام آثارش را رقم می‌زد. وی خطوط مختلف اسلامی را قاعده‌مند کرد.
وفات یاقوت مستعصمی در سال ۶۹۸ هجری قمری رخ داده‌است و از او به‌عنوان بزرگ‌ترین خوشنویس در عرصه نگارش خط ثلث نام برده می‌شود.
هفت تن از معروف‌ترین شاگردان یاقوت مستعصمی که به «استادان سبعه» یا «استادان هفتگانه» شهرت دارند عبارتند از:

ارغون بن عبدالله کاملی
مولانا عبدالله صیرفی
مولانا یحیی صوفی
مولانا مبارک شاه سیوفی
مبارکشاه بن قطب تبریزی
مولانا احمد سهروردی
و احتمالا یوسف مشهدی

مشاهیر و هنرمندان
ابن مقله

در عصر روز پنجشنبه ۲۱ شوال سال ۲۷۲ در بیضای فارس متولد شد. این هنرمند توسط خلیفه عباسی المقتدر بالله به وزارت برگزیده شد. در سال ۳۱۸ ق. به‌دنبال سخن‌چینی و تهمت حسودان از مقام خود عزل شد. او از بغداد به زادگاهش فارس برگشت و تا سال ۳۲۰ ‍ق. در آنجا ماند. پس از شورش مردم بغداد علیه المقتدر و پس از سقوط او القاهر بالله به خلافت رسید. در زمان القاهر، ابن‌مقله دوباره به وزارت رسید. چندی بعد باردگر با تهمت‌های اطرافیان خلیفه او را از وزارت عزل کرد. ابوعلی مسکویه، پس از چندی باز مردم بغداد شورش کردند و القاهر را نیز از تخت به زیر آورده و در چشمانش میل کشیدند.پس از او پسرش با لقب الراضی بالله به خلافت رسید و ابن مقله باردگر به‌وسیله او به صدارت رسید ولی برای بار سوم از صدارت خلع و درنهایت پس از شکنجه و آزار درپی بدخواهی عده‌ای حسود، دست راست این هنرمند را از بدنش جدا کردند. (ابوعلی مسکویه، ۱/۳۳۵) ولی چون الراضی پشیمان شده بود، دستور داد به مداوای او بپردازند، اما مداوا سودی نبخشید. پس نوشتن با دست چپ را تمرین کرد و حتی قلم را به آرنج دست راست می‌بست و می‌نوشت، گفته شده که او در این کار هم موفق گردید.( رفیعی مهرآبادی٬ ابوالقاسم). ابن‌مقله در سال ۳۲۸ق. درگذشت.
«کوفی‌ ایرانی‌»یکی‌ از اقلام‌ خط‌ کوفی‌ است‌ که‌ از اواخر قرن 3ق.‌ و اوائل‌ قرن4ق. با اعمال‌ ذوق‌ و سلیقه‌ و تفنن‌ و بدعت‌ خراسانیان‌، در این‌ نقطه‌ از ایران‌ اسلامی‌ شکل‌ گرفت‌ و در طول‌ قرون‌ 4 و 5 ق.‌ به‌ اوج‌ شکوفایی‌ رسید وتقریباً در اکثر مراکز و کانون‌های‌ فرهنگی‌ و هنری‌ آن‌ زمان‌ ایران‌ از توس‌، نیشابور، بلخ‌ و غزنه‌ در شرق‌ گرفته‌، تا دامغان‌، کرمان‌، همدان‌، ری‌ و اصفهان‌ در غرب‌ مورد استفاده‌ کاتبان‌ و خوشنویسان‌ قرار گرفت‌ و این‌ همان‌ خطی‌ است‌ که‌ با آمدنش‌ سنت‌ استفاده‌ از ورق‌ پوست‌ برای‌ کتابت‌ قرآن‌ کریم‌ نیز، منسوخ‌ شد و از آن‌ پس‌ استفاده‌ از کاغذ برای‌ این‌ مهم‌ رواج‌ یافت‌.
زیبایی‌ قلم‌ کوفی ایرانی‌، میان‌ خطوط‌ اسلامی‌ کم‌ نظیر است‌. خط‌ کوفی‌ ایرانی‌ علیرغم‌ این‌ ویژگی‌ متاًسفانه‌ به‌ دلیل‌ سختی‌ کتابت‌ چند قرن‌ بیشتر دوام‌ نیاورد.

مشاهیر و هنرمندان
ظهیرالدین محمد بابر

ظهیرالدین محمد بابر (888 -937ق‌/1483-1531م‌)، که با پنج پشت به امیر تیمور می رسد، مؤسس سلسله گورکانیان هندوستان است. وی‌ فرزند عمر شیخ‌ و نوادة امیر تیمور گورکانى‌ بود و از سوی‌ مادر نیز به‌ چنگیزخان‌ نسب‌ مى‌برد . بابر در 12 سالگى‌ (5 رمضان‌ 899) برجای‌ پدر در اندیجان‌ (تختگاه‌ فرغانه‌) به‌ حکومت‌ نشست‌ و در 937ق در آگره‌ درگذشت‌. جسد او را طبق‌ وصیتش‌ به‌ کابل‌ بردند و در مکانى‌ موسوم‌ به‌ قدمگاه‌ به‌ خاک‌ سپردند
بابر به‌ علم‌ و هنر و به‌ ویژه‌ شعر علاقه‌ داشت‌. در دورة وی‌ نقاشى‌ و معماری‌ پیشرفت‌ چشمگیری‌ یافت‌. یکى‌ از هنرهای‌ مورد علاقة تیموریان‌ خوش‌ نویسى‌ بود که‌ بابر خود در آن‌ دستى‌ قوی‌ داشت‌ و چندان‌ در این‌ هنر پیش‌ رفت‌ که‌ مبدع‌ خط و شیوه‌ای‌ شد که‌ به‌ خط بابری‌ شهرت‌ یافت‌. بابر نسخه‌ای‌ از قرآن‌ را که‌ با این‌ خط نوشته‌ شده‌ بود، به‌ مکه‌ فرستاد.